|
خدایا : من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری ! پس ای خدا! هیچ می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ، و در یک کلام ... محتاج توام برای بنده خدا
تنگ شده دل من واسه برق نگاه واسه اون خندیدنت واسه زنگ صدات هیچ جایی ندیدم اون رنگ چشمات اون صورت ماه اون طرز نگات رفتی تنهام گذاشتی عشقم کاری نداری مردم یا که زندم نیستی پیشم ولی هستی تو یادم بهشتم بدون تو جنهمه ماه خورشید پر از غم سر تاریک سوت کور تو رو میبینم مثل نور مردمممم از حسرت عشق تو روز مرگم روزی که بدون تو باشم تنها + نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386 0:2 قبل از ظهر توسط ستیا |
|