|
سلام من نمیدونم کدام یک مطلبم از جایی اوردم چون خودم همشو مینویسم خیلی بهتر اونایی هستم که با نام مستعار میاند نظر میدند منظور { اصغر اصغر زاده} است .یه طوری حرف میزنی انگار مطلباتو برداشتم. + نوشته شده در جمعه 13 بهمن1385 8:42 بعد از ظهر توسط ستیا |
غروب عاشورا بعد از شهادت امام ویاران با وفایش و جوانانی که برای امامشان عزاداراند + نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن1385 4:42 بعد از ظهر توسط ستیا |
عجب سکوتی بر عرصه کربلا سایه انداخته است چه طوفان دیگری در راه است چه طوفانی که ارامش این چنین رابه مقدمه می طلبد سکوت میان دو زلزله ارامش میان دو طوفان .
خودت را محیا کن زینب خودت را محیا کن خواهرم که حادثه دارد به اوج خودش نزدیک می شوداکنون هنگام وداع فرا رسیده است اینگونه قدم برداشتن حسین این سان پیش امدن او خبر از فراق عظیم می دهد خودت را مهیا کن زینب که لحظه فراق فرا میرسد هنگاه وداع الان است همه تحمل هایی که تابه حال کردی تمرین بوده همه مقامت ها مقدمه بوده همه تاب ها وتوان ها تدارک این لحظه ی عظیم امتحان است انچه از ابتدای عمر سپری کرده ای همه برای این لحظه است خودت را محیا کن خواهرم وداع با حسین وداع با رسول خداست وداع با علی مرتضی ست وداع با صدیقه ی کبری وداع با حسن مجتبی ست این حسین نیست + نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن1385 3:22 بعد از ظهر توسط ستیا |
|