|
عشق ایمان است و آنکه ایمانش کم است از عشق بهره چندانی نخواهد داشت لحظات، یعنی دوست داشتن آنچه که می توان آ به نظر من عشق یعنی توانایی دوست داشتن تمام مظاهر هستی . یعنی درک نرا زیبا و مثبت نامید و یعنی زیبا دیدن و نیکو دیدن و مثبت دیدن نعمات پروردگار، پس یعنی شکر پروردگار در هر لحظه زندگی و در نتیجه یعنی رضایت از زندگی . + نوشته شده در یکشنبه 4 شهریور1386 12:12 بعد از ظهر توسط ستیا |
قسم به پرستو ، آنگاه که جفتش میمیرد و تنها به آشیانه برمیگردد . چه غروب غریبی ! + نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386 6:58 بعد از ظهر توسط ستیا |
روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او برروی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طناب هایش به گل میخ های طلایی گره خورده اند ، نشسته است . گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید : این چه وضعی است ؟ درویش محترم ! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما ، کاملا سرخورده شدم.
درویش خنده ای کرد و گفت : من آماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم و با تو همراه شوم . با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد . او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی هایش را به پا کند ! بعد از مدت کوتاهی ، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت : من کاسه گداییم را در چادر تو جا گذاشته ام . من بدون کاسه گدایی چه کنم ؟ لطفا کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم . صوفی خندید و گفت : دوست من ، گل میخ های طلای چادر من در زمین فرو رفته اند ، نه در دل من ، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب میکند ! در دنیا بودن ، وابستگی نیست . وابستگی ، حضور دنیا در ذهن است و وقتی دنیا در ذهن ناپدید میشود _ این را وارستگی میگویند + نوشته شده در جمعه 19 مرداد1386 5:39 بعد از ظهر توسط ستیا |
خدایا : من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری ! پس ای خدا! هیچ می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ، و در یک کلام ... محتاج توام برای بنده خدا
تنگ شده دل من واسه برق نگاه واسه اون خندیدنت واسه زنگ صدات هیچ جایی ندیدم اون رنگ چشمات اون صورت ماه اون طرز نگات رفتی تنهام گذاشتی عشقم کاری نداری مردم یا که زندم نیستی پیشم ولی هستی تو یادم بهشتم بدون تو جنهمه ماه خورشید پر از غم سر تاریک سوت کور تو رو میبینم مثل نور مردمممم از حسرت عشق تو روز مرگم روزی که بدون تو باشم تنها + نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386 0:2 قبل از ظهر توسط ستیا |
|